دیدگاه
یانه سری(آتیشپاره)
یک چیزهایی هست که نمی شود به دیگری فهماند.نمی شود گفت.آدم را مسخره می کنند... برای نوشتن کوچکترین احساسات یا کوچکترین خیال گذرنده ای ، باید سراسر زندگی خودم را شرح بدهم . و این ممکن نیست... ------ من " همونیم که بودم " راستی شعر مرا می خوانی؟
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
دفتر لینک های خواستنی از دیروز تا فردا
  • خانه دوست
  • زیر چتر هالو
مطالب اخیر
  • اگه بشه گفت شعر
  • سقوط
  • کودکم گریه نکن ، بهار نزدیک است
  • آبروی شهر !
  • دلتنگی
  • تبار سبز
  • تعطیلات رسمی من
  • تبریک
  • تردید
  • 10
  • به خلقش چه نیاز!
  • عزیزم خفه شو!
  • ٢۳ شهریور ۱۳٩٠
  • تنهایی!
  • کاش ...
  • ...
  • پرنده
  • پرواز
  • دوست
  • زندگی
  • ۱۱ تیر ۱۳٩٠
  • بابایی گلم دوست دارم
  • بابایی تولدت مبارک
  • بدون شرح
  • گل بود و به سبزه آراسته شد!
  • سرگرمی بی خطر!
  • سهم من
  • قلب تمام خونه های گرم ، مادر روزت مبارک
  • دوست من خوش آمدی
  • ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم !
کلمات کلیدی مطالب
  • منتخب (٤۳)
  • حال نامه (۳٦)
  • روز نوشت (۱٧)
  • بدون شرح! (٦)
  • بابایی (٥)
  • زبان تصویر (٥)
  • امید (۳)
  • معرفی آثار (۱)
  • مامانی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • آبان ۸۸
خواستنی هام
  • خانواده هالو
  • بقالی هالو
  • کامنت هالو
  • مکتب هالو
  • تولد هالو
  • نطنز هالو
  • به عشق هالو
  • کانال آقای هالو
  • بزرگداشت هالو
  • قرارگاه هالویی من
  • درباره هدایت
  • صادق هدایت
  • پاتوق ادبی
  • پائولو کوئلیو
  • جـن و پـری
  • حسین بهرامیان
  • تادانه
  • ده و ده دقیقه
  • ساموئل کابلی
  • شعر نو
  • غزل پست مدرن
  • علیرضا باقری
  • کافه داستان
  • کــ ـتــ ـا بــ ـکـــ
  • iran dastan
  • کتابخانه صوتی
  • لیلا صادقی
  • مازندنومه
  • وازنا
  • PDF
  • پارس تولز
  • ادبیات ما
  • بلاگر
  • بشنوید
  • کتابخوار
  • کاریکاتور
  • من در کتابناک
  • ادبیات جوان ایران
  • ویژه نامه داستان
  • باشگاه کتاب خواران گمنام
  • آموزش مقدماتی وزن به زبان ساده!
  • درس های عباس معروفی پیرامون داستان نویسی
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر

ابزار آپلود



با مردم زمانه سلامی و السلام
تا گفته ای غلام توام می فروشنت
اگه بشه گفت شعر
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز/می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم.::.به روایت: امید - ۱۳ دی ۱۳٩٠

پری دریایی

 

پری  رویم،ز  دریای  دل  من  دور  گشته 

کویر  بی وفایی  را  بدیده ، شور  گشته

دلم  آخر  نفهمید  این  بی وفا  یار

ز چه،این عشق را در من ندیده،کور گشته

 

شب یلدا

 

کاش مثل ماه شب یلدا، بیشتر می ماندی ، برای این دل  تنها

تو  ماه  این  دلم بودی ، چه  زود  خورشید  غمت  شد ، پیدا

دلم شده یک انار پوسیده، در سفره ی مهمانی  غم  عشقت

حافظ میگشایم سر این سفره،شاید غزلش شد مرهم این غم ها

 

 

 (امید. ق)

نگاه ()
این صفحه را به اشتراک بگذارید



سقوط
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز/می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم.::.به روایت: امید - ٩ دی ۱۳٩٠
چشماتو جمع کن 
 بانوخانم
آخه پاشو انداخت 
پشت پایم 
من نخوردم به زمین 
من برفتم به هوا 
به هوای اینکه ......
تو کنارم هستی
من کشیدم چترم،تا شود آن بسته 
اما .....
به هوای تو پریده بودم 
بر این بام بلند 
بر این بام کوتاه
تو برفته بودی 
با مخ دل خوردم 
به زمین 
به هوا
مخ این دل شد پهن 
شد پخش
بر زمینی که نبودی
بر زمینی که شده، پر از تنهایی
من جمعش کردم 
وبه دست مهری
دادمش یک نازش
اما،من ندیدم در او 
حتی
لحظه ای آرامش 
دادمش باز، نازش
اما....
شد جاری
اشک هایش 
خون هایش
تا بدیدش نیستی به برش
به کنارش
آخر او ، به هوای تو پریده بودش
اشک هایش این زمین خشک از عشق را تر کرد 
تا شدم غافل از او
من بدیدم شده دریا
این زمین برهوت
با مخی پخش شده 
از سقوطش از دله تو 
میزند دست و پا
تا کند او شنا
در دریایی که شده 
از اشک هایش پیدا
این دریا 
ندارد حتی یک فانوس
به سیاهی نزدیک
یه تباهی نزدیک
نور چشمش رفته
نور تنهایی اش یک سبد تاریکی ست
روشنش کردم من
 دل تنهایی را 
با سیگار 
با سیگار
با سیگار
 
 
                       (امید. ق)
 
نگاه ()
این صفحه را به اشتراک بگذارید



کودکم گریه نکن ، بهار نزدیک است
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز/می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم.::.به روایت: یانه سری(آتیشپاره) - ۳٠ آذر ۱۳٩٠

بعضی وقتا نباید بنویسی ولی اگر ننویسی خفه میشی چون نمی تونی دردت و به کسی بگی پس باید جوری بنویسی که خیلی به جایی بر نخوره یا اونی که دلت نمیخاد بفهمه چته، نفهمه چه مرگته! آره می دونم اینم مثل قبلی گنگ شد شایدم گنگ تر ولی اشکال نداره حتی گنگ گفتن هم از نگفتنش بهتره

شایدم تر تر

هیچ زمستانی ماندنی نیست...

              حتی اگه همه شبهایش «شب یلدا» باشد.

  شب بلند یلداست و  حال دلم در همه مثـ خیلی وقتای دیگه

سردمه، زیاد، خیلی زیاد ... از وقتی وارد آدم بزرگا شدم هر روز بیشتر از دنیا بیزار میشم.برخلاف بچه ها که دنیاشون ته نداره چقدر دنیای بزرگا کوچیکه

نه دلم هندونه میخاد نه آجیل و حلوا و ... کاش امشب همه بچه ها سقف داشته باشن . کاش امشب هیچ بچه ای گرسنه نباشه وقتی خیلی ها دارن میترکن.

 ی امشب بارون نباره برف نیاد خدااااااااااااااااا کمک کن سرما اشک پدری و در نیاره

بابا برام حافظ  بخون دلم تنگه،تو که می دونی هیچ وخ بزرگ نمیشم

بابا، من گم شدم!  لطفن برام حافظ بخون


نگاه ()
این صفحه را به اشتراک بگذارید



آبروی شهر !
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز/می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم.::.به روایت: یانه سری(آتیشپاره) - ۱٠ آذر ۱۳٩٠

ساعت حدود 2.5 - 3 بعد از ظهر در بازار هفتگی شهر

خانم: آقا این کاردی که به من فروختین اون هفته زنگ زد!

فروشنده(نگاهی به کارد انداخته) خب اندازه پولش کار کرد!

خانم: اون پسره گفت اگر زنگ زد بیار پولشو بگیر!

فروشنده(نگاهی به پسرک حیران می کند) خانم این کارد که دست شماست پاکتش اینه یعنی بدل یک مارک اصله/ ایشون اشتباه کرد بفرمایید این 300 تومن شما

خانم: ولی اون پسره گفت اصله هزار تومن از من گرفت بابامم شاهده  الانم اونجاس (با دست اشاره مرد سرشناسی! که با کاسبی اونطرف در حال گفتگوست و با اشاره دست دختر با سر ابراز وجود می کند!)

فروشنده : میخاین شما از این مارک اصل ببرین خونه حتمن رضایتتون و جلب می کنه

(پدر دختر وارد گفتگو میشه ) : نه آقا پولشو بده بریم نخاستیم

فروشنده: دادم

(پدر نگاهی به دختر می کند) پس چی!؟

دختر: اون روز اون پسره گفت 1000 الان این آقا میگه 300 !!!

فروشنده (کاملن خونسرد و با احترام ) 700 تومن به همراه کارد زنگ زده به دختر داد

پدر با دیدن کارد و 700 تومن  با فریاد و خشم خطاب به دختر: بذار زمین بریم

خطاب به فروشنده : غش تو معامله حرامه

 1000 تومن گرفتی 700 تومن میدی!

صدقه که نخاستم

باشه تو مالت

راضی نیستم

بذار زمین!

جوان کاسب همسایه که از اول شاهد این بحث بلند که تقریبن تمام عابران را به تماشا حریص کرده بود، بود از کوره در رفت : اصلن تو مال من! آقا  بفرما بحث نکن

پدر: تو چکاره ای !؟ اصلن به تو چه!!!!!؟

جوون: آقا برو رد کارت بحث نکن

(پدر! خشمگین به طرف جوون با این دیالوگ که  من حرفم با اینه تو خفه ... جوان هم براق بطرف پدر: همینه که هست ! چقدر حرف مفت می زنی یا بگیر یا برو . شر راست نکن " و تعدادی ریش سفید برای جدا کردن جوون از پدر منجی میشن )

منجی1 - آدم جواب بزرگ ترشو نمیده

 منجی 2- آروم باش

پدر : من سر جات مینشونمت! هنوز منو نشناختی!

جوون: هر کی هستی برا خودتی

پدر: نشونت می دم

جوون : برو بذار باد بیاد!

- پدر را از دریچه  انتهای بازار بیرون برده و راهی می کنند و جوون هم با خشم در حال مرتب کردن لباساشه .

 

کمی اون طرف تر یک عابر فروشنده را صدا می کنه :دایی خجالت بکش آدم بخاطر 300 تومن برادر شهیدو می زنه !

فروشنده (متعجب) آقا شما که اصلن نبودی من از اول تسلیم بودم اوشون گفــ ...

عابر حرفشو با این جمله قطع می کنه : خجالت بکش دایی  اینا برا شما خیلی زحمت کشیدن 300 تومن ارزش نداره تو روی همچین آدمی در بیای و دست بلند کنی. این حقش نیست

فروشنده : بخدا .... ( عابر دور می شود )

(منجی نگاه عاقل اندر سفیهی به جوون می کنه )آدم حرمت بزرگ تر حفظ می کنه مخصوصن اینجور بزرگ تر ها که  آبروی شهرن!

نگاه ()
این صفحه را به اشتراک بگذارید



دلتنگی
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز/می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم.::.به روایت: یانه سری(آتیشپاره) - ۳٠ آبان ۱۳٩٠

نمی دونم من گنگ تر شدم یا تو دور تر !....

برای اینکه دوریت و باور نکنم ،حاضرم هر انگی به خودم بزنم !

نگاه ()
این صفحه را به اشتراک بگذارید



تبار سبز
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز/می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم.::.به روایت: یانه سری(آتیشپاره) - ٢۳ آبان ۱۳٩٠

حق نیست که افسرده و دلسرد بمیریم

مــــــا ســــــبز تباریم ، چـــرا زرد بمیریم

حق نیست کــه بیگانه شود وارثُ ما نیز

از خــــانـــه مـوروثـــی خــود طـرد بمیریم

ایـــن طایــفه خوابـــند ، خدایـــا نکنـد ما

در حـسرت بـــیداری یک مـــــــرد بمیریم 

گــم کـــرده راهیم اگــر ، غیـــرتــمــان کو

ننــــگ است که هــنگام عقبـگرد بمیریم

تـــدبــیر نداریــم کــه خود کــــرده چنینیم

هـــــــر ثانیه صـــد بار از این درد بـــمیریم

پروده ی این خاک شریفیم و چه خوبست

مــــــــــا را به همان گونه که پرورد بمیریم

زری سلطانی فر

نگاه ()
این صفحه را به اشتراک بگذارید



تعطیلات رسمی من
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز/می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم.::.به روایت: یانه سری(آتیشپاره) - ۱٤ آبان ۱۳٩٠

 وقتی از ی تاریخ خوب میخاد صحبت بشه معمولن میگن انگار همین دیروز بود http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_cool.gif

ولی برا من صد سال شد. نمی دونم  تبریک داره یا نهhttp://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_question.gif

یا اصلن به کی باید تبریک بگم http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_exclaim.gif فقط می دونم این تاریخ تو تقویمم همیشه پر رنگهhttp://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_wink.gif 

 

به همین مناسبت آتیشپاره این روز قشنگ و  برا خودش رسمن تعطیل اعلام میکنه http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_biggrin.gif

نگاه ()
این صفحه را به اشتراک بگذارید



تبریک
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز/می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم.::.به روایت: یانه سری(آتیشپاره) - ٩ آبان ۱۳٩٠

  *   *  *    بابایی *   *     *     *     *     *     *    *   قلب*    *      *   گلم  *    *   *    *   *  *   *     *    *   *     *     تولدت*  *  * *    **   *  *  *   *  *   *   *   مبارک*   *   *ماچ *  *     * *     *     بغل

نگاه ()
این صفحه را به اشتراک بگذارید



تردید
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز/می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم.::.به روایت: یانه سری(آتیشپاره) - ٢٢ مهر ۱۳٩٠

 

نگه داشتن یک مهره سوخته ...

 

برای تقلب آخر!

 

نگاه ()
این صفحه را به اشتراک بگذارید



مطالب قدیمی تر »