تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز!؟ می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم با مردم زمانه سلامی و السلام


با مردم زمانه سلامی و السلام
تا گفته ای غلام توام می فروشنت 
قالب وبلاگ

راستش آقا دروغ چرا تا قبر آآآآ . امسال بجای 31 فروردین با یه کوچولو جابجایی ولی با همون ترکیب 13 فروردین متولد شدم! با اینکه بخشی از مختصات اون روزو دوست نداشتم و هنوز رو دلمه اما اصلش خیلی خوشگل قشنگ بود .

بقول هدایت"یک چیزهایی هست که نمی شود به دیگری فهماند.نمی شود گفت.آدم را مسخره می کنند..."

ضمنن

"برای نوشتن کوچکترین احساسات یا کوچکترین خیال گذرنده ای ، باید سراسر زندگی خودم را شرح بدهم . و این ممکن نیست... "

اما امروز از "خودم" رو دست خوردم و با اینکه یادم بود اینجا غافلگیر شدم - من عاشق غافلگیری ام - دوستای خوبم دوستتون دارم بغل

بابایی جونم برا همه چی ممنونقلب

[تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز!؟ می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم] [ یانه سری(آتیشپاره) ] [ نظرات () ]

تو این مدت ک سرم شلوغ بود هی دلم می خواست خط بکشم نه تنها برای نوشتن وسوسه میشدم کلی هم سوژه ناب گیرم میومد ، دوباره یاد نقاشی افتادم بسرم زد خاطراتی از این دستو مرور کنم، فک کن!؟

اما در اوقات فراغت انقدر خسته بودم ک بزور میخابیدم هنوزم اوضاع همونجوره چیزی عوض نشده اما من دلم میخاد عوضش کنم

امسال بیاد دوسال پیش منتظر چهارده بودم  حوصله سیزده نداشتم ییهو برنامه طوری شد ک تقویمم یه روز جابجا شد منی که از سردرد و دلپیچه داشتم ضعف می کردم با یه نیرویی مواجه شدم که هیچی حالیم نبود از خوشحالی کله ملق! میخوردم و حسابی تابلو خاص و عام شده بودم برنامه سیزده و بر خلاف میل باطنیم جهت بستن دهن بعضیا! طوری چیدم ک اصلن خوش نگذشت . علاوه بر مزاج درهم خودم دچار کمردرد و دندون درد سببی! هم شدم چشمت روز بد نبینه ،کاش انقدر ک هواسم به دیگران بود فقط یه کم بفکر خودم بودم اینو تازه وقتی سوختم، فهمیدم وقتی هنوز چهارده م پونزده نشده مربا تو دهنم زهر شد

-" اگر آدم گذاشت اهلی ش کنن

بفهمی ، نفهمی خودشو تو این خطر انداخته که کارش به گریه کردن بکشه "*

ولی تو همین مدت کوتاه خیلی چیزا بهم ثابت شد وبنظر خودم خیلی چیزا هم تونستم ثابت کردم

بقول شازده کوچولو "جز با دل هیچی و اونجوری ک باید نمیشه دید !

نهاد و گوهر و چشم سر نمی بیه"

اره من اهلی شدم ، خودم خواستم ک اهلی بشم

خب اونم کارش درست بود

کاملن صبور و دقیق طوری عمل کرد ک چاره ای جز اهلی شدن نداشتم

بدون اینکه خودم بخام نبضم به شماره افتاد

الان برام یگانه شده

یگانه ترین

چون فقط اونه ک من نگرانشم اونه ک اگر دلش بگیره میمیرم

آخه اون گل منه

 و من مسئول گلم هستم

... بسلامت ، خوش خیال باطل

[تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز!؟ می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم] [ یانه سری(آتیشپاره) ] [ نظرات () ]

نمی دونم تا کی دووم میارم خیلی سختمه دلم تو گلوم گره خورده اما بی صدای بیصدا از خنده های الکی و اشکای یواشکی خسته شدم دلم گرفته بدجور ...

دست "نیاز" چو پیش کسان می کنی دراز/ پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش

[تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز!؟ می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم] [ یانه سری(آتیشپاره) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

دوقورت و نیم حرف

یک چیزهایی هست که نمی شود به دیگری فهماند.نمی شود گفت.آدم را مسخره می کنند... برای نوشتن کوچکترین احساسات یا کوچکترین خیال گذرنده ای ، باید سراسر زندگی خودم را شرح بدهم . و این ممکن نیست... ------ من " همونیم که بودم " راستی شعر مرا می خوانی؟
صفحات اختصاصی
امکانات وب

قالب بلاگفا حافظ پارس خودرو
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز!؟ می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم